الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
52
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
داده است . و امّا در دلالت « اللَّه » بر ذات جامع جميع صفات كماليّه و خدايى كه انبيا به آن معتقد بوده و مردم را به آن دعوت نمودهاند ، شكّى نيست و در السنه و افواه عرب بر غير او اطلاق نشده است ، چون مدلولش ذات مستجمع صفات كمال است و از آن جمله واحديّت و احديّت است ، خواه اين دلالت از اين جهت باشد كه كلمهء « اللَّه » به وضع تعيينى عَلَم باشد براى او ، يا اينكه مركّب باشد از الف و لام تعريف « إله » كه پس از حذف همزه « إله » ، « اللَّه » خوانده شده چنان كه بعضى بزرگان اين را اظهر دانستهاند . بنابراين با دخول الف و لام تعريف كه در اينجا براى عهد است از آن خداى يگانه و مصداق واحد و حقيقى و منحصر به فرد « إله » اراده شده و به غلبه به وضع تعيينى علم شده است براى ذات مقدّس الوهيّت . پس مفاد كلمهء توحيد نفى الوهيّت غيرخدا و اثبات حصر مصداق آن در خداوند متعال است به همان مفهوم عام و كاملى كه الوهيّت دارد . تذكّر لازم از آنچه تحقيق شد نبايد چنان گمان شود كه دعوت انبيا متضمّن دعوت به توحيد در عبادت نيست ، زيرا از دهها آيهء قرآن كريم استفاده مىشود كه تمام انبيا به توحيد عبادت دعوت كردهاند ؛ از جمله در آيهء « وَ لَقَد بَعَثنا فى كُلِّ أُمَّةٍ رَسولًا أَنِ اعبُدوا اللَّه وَ اجتَنِبوا الطّاغوتَ » « 1 » ، و در آيههاى متعدّد نيز به خصوص كه رسالت پيامبرانى مثل نوح و صالح و شعيب و هود را شرح داده است ، دعوت آنها را كه به پرستش خداى يگانه
--> ( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 36 .